يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
55
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
و ملوك غياثي در ميان آمده با پدر و پسر اصلاح دهانيدند - سلطان ناصر الدين با مختصان خويش آب سرو عبره كرده در اوده آمده در چبوترهء « 1 » تابسى پدر و پسر « 2 » بر يك تخت بنشستند تا يكپاس قريب يكديگر بودند - بعده سلطان ناصر الدين پسر را وداع كرده در سراپردهء « 3 » خويش رفت - آخر سلطان معز الدين اسپان تازي و تحف و تنسخ ديگر بوجه خدمتى بر پدر فرستاد - و سلطان ناصر الدين نيز پيلان كوه پيكر با عماري و نفايس ديگر پسر را داده طرف لكهنوتي مراجعت فرمود - سلطان معز الدين جانب دار الملك دهلي بازگشت - چنانچه درين باب امير خسرو عليه الرّحمة و الغفران كتاب قرآن السعدين ساخته است « 4 » - و كيفيت احوال بتام « 5 » بازنموده - الغرض چون « 6 » سلطان معز الدين بازگشت - در قصر « 7 » كيلوكهرى نزول فرمود - و همانجا وطن ساخت « 8 » - در سنه سبع و ثمانين و ستمائه ازبر « 9 » خان مزاج سلطان بر خود متغير ديد هراس گرفته بجانب كوهپايه رفت - ملك صلاح الدين و ملك دولتشه و ملك هوشنگ همه برابر ازبر خان موافقت نمودند - ملك ايتمر « 10 » كجهن شغل باربكى يافت - بعد چندگاه ازبر خان به حضرت پيوست - سلطان در ميدان سيرگه بار عام داده بود ازبر خان « 11 » پيش رفت - بر حكم معهود بسم اللّه نگفتند - ازبر خان متغير شد - ملك كوتوال را فرمان شد كه ازبر خان را بگويد « 12 » كه تو عهد خلاف كردى و پيمان شكستى بر تو چه واجب آيد - جواب نداد - ملك كوتوال
--> ( 1 ) M . حوتره تابسى ( 2 ) M . omits بر ( 3 ) M . در پرده خويش گرفت ( 4 ) M . omits است ( 5 ) M . بتمامى ( 6 ) M . omits چون ( 7 ) B . قصبهء كيلوكهرى ( 8 ) M . ساخته ( 9 ) M . اريز ( 10 ) B . ايتم ( 11 ) M . اريز خان ( 12 ) M . omits تو